<no title>
دلُ روزنامه پیچیدمتوی جعبه ای گذاشتمخوب و محکم اونو بستمراهِ دیگه ای نداشتم بُردمش اداره ی پُستدادمش برات بیارندلُ تحویل نگرفتنپیشِ بسته ها بزارن گیر دادن خیلی بزرگهنمی شه اونو فرستادمونده بودم چه کنم مندلِ من یادِ تو افتاد یاد اون روزی که قلبتیه دفه مثه یه سنگ شدخاطراتت یادم اومددلِ من دوباره تنگ ش...
حرفی ندارم...
یه نفس دور از تو بودن واسه من ماهی و سالی با یه عکس و چند تا نامه پر نمیشه جای خالیمیون بود و نبودت جای خالیتُ حساب کن وقت اومدن تموم ثانیهها رو جواب کنیه عالم فرقه میون از جدایی دق آوردن تا با دستای قشنگت تو خود عاشقی مردنچشممُ به گریه بنداز فکر نکن تو عشق فقیرم ضرب تو ضربهی ساعت زنده میشم و میمیرم...
<no title>
دلم میخواد ببینمت بازم بخندی تو نگامآخه فقط تو میدونی از زنده بودن چی میخوامدلم بهم میگفت تورو میشه یه جور دیگه خواستآخه فقط قلب توئه که با من اینقدر سر به راست
<no title>
قانون تو تنهایی من است و تنهایی من قانون عشقعشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست.چه قانون عجیبی! چه ارمغان نجیبی و چه سرنوشت تلخ و غریبی!که هر بار ستاره های زندگیت را با دستهای خود راهی آسمان پر ستاره کنی و خود در تنهایی و سکوت با چشمهای خیس از غرور پیوند ستاره ها را به نظاره نشینیو خاموش و بی ...
راهرو....
از این راهرو یک نفر رد شده .. که عطرش همونه که تو می زنیبرای به زانو در آوردنم .. تو از مرگ حتی جلو میزنیاز این راهرو یک نفر رد شده .. مث وقتایی که تو ناراحتینفس میکشم با تمام وجود .. عجب عطر خوبی زده لعنتیصدات میکنم تا همه بشنون .. جواب صدام غیر پژواک نیستمن اونقد شکستم حس میکنم .. که هیچ ارتفاعی خ...
<no title>
وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند؟/از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند؟از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی؟/تکرار من در من مگر از من چه می ماند؟غیر از خیالی خسته از تکرار تنهایی/غیر از غباری در لباس تن چه می ماند؟از روزهای دیر بی فردا چه می آید؟/از لحظه های رفته ی روشن چه می ماند؟
<no title>
آن لحظه که دلتنگ یارم می شومخود به خود هوس باران را می کنم.آن لحظه که اشک از چشمانم سرازیر می شودهوس یک کوچه تنها را می کنمآن لحظه است که دلم می خواهد تنهایی در زیر باران بدون هیچ چتر و سر پناهی قدم بزنمقدم بزنم تا خیس خیس شوم ، خیس تر از قطره های باران…. خیس تر از آسمان و درختانآن لحظه که خیس خیس م...
<no title>
دیرگاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط سهم من است باز هم قسمت غم ها شده امدگر آئینه ز من با خبر است که اسیر شب یلدا شده اممن که بی تاب شقایق بودم همدم سردی یخ ها شده امکاش چشمان مرا خاک کنید تا نبینم که چه تنها شده ام . . .
شبنم...
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبیولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم
روزی که آمدی...
روزی آمد که دل بستم به تو،از سادگی خویش دل بستم به قلب بی وفای توروزها میگذشت و بیشتر عاشقت میشدم، یک لحظه صدایت را نمیشنیدم غرق در گریه میشدمروزی تو را نمیدیدیم از این رو به آن رو میشدم!گفتی آنچه که میخواهم باش ، از آنچه که میخواستی بهتر شدمگفتی تنها برای من باش ، از همه گذشتم و تنها مال تو شدمروزی...
نماز درمانی برای عذاب قبر
نماز رفع عذاب قبر و روز قیامتكسى كه روز اول رجب ، ده ركعت نماز بخواند و در هر ركعت ، یك مرتبه حمد و سه مرتبه توحید بخواند از فتنه قبر و عذاب روز قیامت محفوظ مى ماند . در شب اول رجب نیز بعد از نماز مغرب ، بیست ركعت به حمد و توحید خواندن براى رفع عذاب قبر نافع است .چند نماز دیگر در رفع عذاب قبرالف) سى...
نماز و جهاد
در جنگ صفین، ابن عباس متوجه شد که حضرت امیرمؤمنانu200fعلیه السلام به این سو و آن سو مىu200fنگرند، از آن حضرت علت را پرسید فرمودند به زوال شمس دقت مىu200fکنم که آیا ظهر شده است؟ابن عباس گفت: چرا؟ حالا وقت نماز است؟ امام فرمود: اصلا من براى نماز مىu200fجنگم . امیرالمومنین حتى در میدان جنگ نماز را از ا...
عذاب سبک شمردن نماز
 حضرت زهرا (سلام الله علیها) از پیامبر اکرم(صلی الله علیه واله وسلم) سؤال کردند: پدر جان! چه میشود مرد یا زنی را که نماز را سبک بشمارد؟پیامبر(صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: ای فاطمه(سلام الله علیها) هر کس از زنان و یا مردان نماز را سبک بشمارد خداوند او را به پانزده بلا گرفتار کند. شش بلا در دنیا،...
قنوت در نماز
قنوت ، در لغت به معناى اطاعت همراه با خضوع است . چنانكه خداوند خطاب به حضرت مریم مى فرماید: (یا مَرْیَمُ اقْنُتى لِرَبِّك )(343)اما مراد از قنوت درنماز، همان دعائى است كه در ركعت دوّم هر نماز مى خوانیم . امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه (و تَبَتَّلْ اِلَیْهِ تَبْتیلاً)(344) مى فرماید مراد از ((تبت...