این داستان:امیرسام و مجنون بدون لیلی
میدونید بچه ها دوست داشتن یکی اولش شیرینه ولی بعد اروم اروم میافته مشکل هااا
تمام داستان اینه:
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها. که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها. ۲.
به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید. ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها
وای عمو حافظ کجایی که امیرسام همشهریت از دست رفتت
این چند بیت هم تقدیم به همون دوستم(شخص خاصیه):
مدتی خیلی غریبم با هوای تو صمیمی** دیده بودمت هزار بار توی رویای قدیمی
به نگاه چشم گریون یه فرشته رو زمینی**چشامو به روت مبیندم تا که اشکامو نبینی
این داستان:دانشگاه من
سرویس جلو در اصلی دانشگاه توقف میکنه چند تا پسر جوون که به قیافشون میخوره ترم یکی باشن به سرعت پیداه میشن وشروع میکنن دویدن یکیش داد میزنه:امیر الان بهت میرسم خیال کردی
دویدن از دالان گل قرمز(عکس)کلیک کنید
خب بچه ها همه امادن3 2 1
همکلاسی ها ی من -عکس

راستش اون روزا که درگیر کنکور بودم تصور خاصی از شخصیت خودم نداشتم اما وقتی وارد دانشگاه شدم خودم هم خودمو بهتر شناختم که همشو به شما هم میگم همه جمله هایی که از زبون دیگران به گوشم رسید:امیرسام شدیدا فعال واکتیو از سردبیری تا مسئول انجمن __ روابط عمومی قوی میگفتن خوش برخورده___ میگم این هم کلاسیت اقای عباسی چه جور ادمیه؟راستی دو تا خصوصیت داره یه دنیا میارزه چشم و دل پاکه وخیلی هم مهربون ودلش میخاد به همه کمک کنه
این جملات دیگران بود فقط هدفم برداشت دیگران از من بود
اینم یه عکس از امیر

راستی این سریال 5کیلومتر تا بهشت هست.این امیرحسین که میبینم یاد خودم میافتم
جواب اون با معرفتایی هم که واسم نظر گذاشتنو تو کامنتا میزارم منتظر نظرای خوشملتون
دوست شما امیرسام
برچسب:
نویسنده: بهنوش دانلود
تاريخ: چهارشنبه
6 ارديبهشت
1391 ساعت: 2:52