
نیویورك تایمز _پژوهشكده علوم شناختی
به نقل از دایات اكر من
یك رشته نسبتا جدید، با عنوان عصب-زیست شناسی رابطه های شخصی، نیروی محركه خود را از یكی از كشفیات بزرگ عصر ما بر می گیرد: این كه مغر همواره در حال باز-سیم كشی خود بر پایه زندگی روزانه است. در نهایت، آن چه كه ما بیشترین توجه ها را به آن می پردازیم معرف ماست. این كه شما تصمیم می گیرید ساعت های بازگشت ناپذیر عمر خود را چگونه بگذرانید به معنای راستین واژه شما را عوض می كند.
تمامی رابطه ها مغز ما را تغییر می دهد، اما مهمترین آنها پیوندهای نزدیكی است كه ما را رشد می دهد یا موجب سرخوردگی ما می شود – و به این ترتیب مدارهای ظریفی كه شكل دهنده حافظه، احساس ها، و آن رهاورد نهایی یعنی «خود»/«من» است را تغییر می دهد. هر رابطه عشقی بزرگی با یك فریاد آغاز می شود. در هنگام تولد، مغز بر پایه سفر پر ماجرای خود به یك دنیای بیگانه با سرعت سرسام آوری شروع به ساخت مسیرهای جدید می كند. یك نوزاد وارد دنیای حس های انبوه نور، همهمه، و حس های خام و احساس های عجیبی كه آنها به همراه دارند می شود، اجسام عجیب، گذاری از چهره ها و رویا ها – اما مهمتر از همه آن حس توانمند یك مراقب مغناطیسی نخستینی كه افسونگری اش بهت انگیز است.
تصویربرداری های مغزی نشان می دهد كه میان مغز مادر و فرزندش گونه ای همگاهی وجود دارد؛ اما آنچه كه آن اسكن ها نمی توانند نشان دهند پیوندهای درونی است كه به هیچ یك به تنهایی تعلق ندارد، گونه ای ذوب در یكدیگر كه در آن خود (من) احساس می كند چنان نفوذپذیر است كه فرقی ندارد كدام بدن متعلق به كدام است. مادر، بی واژه ای، با اتكا به راهنمایی های قلبش هر آنچه را می گوید كه نوزادش نیاز به شنیدن آن دارد، برقراری ارتباط از راه چشمان، چهره و صدا. ما اكنون به دلیل پیشرفت ها در عصب-تصویربرداری مستندهایی داریم كه نشان می دهد اولین پیوندهای یك نوزاد در مغزش حك می شود. الگوهای رفتاری دوران زندگی، اندیشه ها، عزت نفس و انتخاب عشاق همه آنها در بوته این امتحان سخت شكل می گیرد.
ما فكر می كردیم كه این همه داستان است: ابتدا وراثت (ژنتیك)، سپس حكاكی نقشه های فلزی مغز در دوران كودكی، كه پس از آن تقریبا تا حد زیادی با آن نقشه نهایی گرفتار شده اید.اما، مجموعه ای از مطالعات تصویربرداری این نكته را برجسته می نماید كه كیمیاگری عصبی در طول زندگی ادامه می یابد و با بالغ شدن ما .............
ادامه در متن اصلی در سایت پژوهشکده ی علوم شناختی
وهاب کریمی :
راستش از برهان خلف استفاده کنیم شاید زودتر به نتیجه برسیم. یک نتیجه ی این پژوهش این میتواند باشد که پیدایش و بالندگی و حتی انتقال عشق لزوما ربطی به زبان ندارد. جان کلام این پژوهش ، فرازبانی بودن خلق و انتقال حسی به نام مهر و محبت است. فکر میکنم همین کفایت کند که اعتراف کنیم ، زبان همه چیز نیست و گاهی زبان در برابر احساسات عمیق ما و بسیاری چیزهای دیگر که میدانیم ، سرخم میکند. اما نکته ی جالب در مورد زبان این است که با وجود اینکه در زایش و انتقال این حس ها توانا نیست اما میتواند این حس ها را توصیف کند. کافیست دیوان شعر شهریار سخن را بگشایید :
آهسته باز از بغل پله ها گذشت
در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود
امّا گرفته دور و برش هاله ای سیاه
او مرده است و باز پرستار حال ماست
در زندگیّ ما همه جا وول می خورد
هر کُنج خانه صحنه ای از داستان اوست
در ختم خویش هم به سر کار خویش بود
بیچاره مادرم
برچسب:
نویسنده: بهنوش دانلود
تاريخ: چهارشنبه
6 ارديبهشت
1391 ساعت: 3:14