در سوره بقره می خوانیم: «خداوند شرم نمی کند از آن که به پشه (کوچک) و چیزی بزرگ تر از آن (عنکبوت) مثال بزند.» در اینجا خداوند می خواهد در مقابل دشمنان و معاندان به منظور بیان حقایق به دفاع از حقیقت بپردازد و تأکید نماید برای فهم مطالب، ذکر تمثیل منعی ندارد و این گونه مثال ها هیچ گونه لطمه و خدشه ای به ساحت قدس پروردگار و کمالات نامتناهی او وارد نمی سازد.
در جای دیگر خداوند طی حکمی به اطرافیان و اصحاب پیامبر(ص) می فرماید: «چون به خانه پیامبر فرا خوانده شدید زودتر از زمان متداول نروید اما بعد از خوردن غذا متفرق شوید و در حضور رسول به سرگرمی و گفتگو روی نیاورید زیرا این امور، پیامبر را آزار می دهد ولی او از روی شرم سخنی نمی گوید ولی خداوند از اینکه حقیقتی را برایتان بیان کند شرمی ندارد.»(2)
محل سکونت پیامبر کانون وحی و رسالت است و گفتگوهای ملال آور برای چنین شخص معنوی مزاحمت محسوب می گردد. قرآن دعوت شدگان به خانه پیامبر را از چنین اموری منع می نماید.
خصلت حیا در آیه 25 سوره قصص به صورت ملموس و کاربردی مطرح گردیده است و خداوند می فرماید: «و جاءتْه إحدیهما تمشی علی اسْتحیاء قالتْ إنّ أبی یدعوک؛
یکی از آن دو (دختران شعیب) که با کمال حیا راه می رفت باز آمد و [خطاب به موسی] گفت: پدرم تو را فرا خوانده است.»
در این آیه برای نشان دادن حیای دختر شعیب، کلمه «استحیاء» به صورت نکره آمده و منظور از آن تجلی عفت و نجابت در طرز راه رفتن و عینی شدن حیاست. این دختران با وجود آنکه مجردند، مراقبند دور از چشم مردم رفت و آمد داشته باشند و در عمل، حیا و عفت را به انسان ها می آموزند. متذکر گردیده اند اگر خواهان آن هستیم که دلی وسوسه نشود و پای انسانی در سراشیبی گناه نلغزد، در برابر نامحرم صرفا پوشش مناسب کفایت نمی کند و لازم است در راه رفتن، تکلم نمودن و نگریستن، دقت و مراقبت لازم را به عمل آورد تا طهارت روح و سلامتی نفس دچار مخاطره و انحراف نگردد. دختر شعیب علاوه بر اینکه در راه رفتن خودنمایی و تبرج نشان نداد، به هنگام بیان مطالب به ایجاز کلام و خلاصه گویی بسنده کرد و صرفا پیام پدر را به موسی رسانید. این ویژگی درس بسیار خوبی برای پیروان قرآن خصوصا دختران می باشد.
تفسیر آیه 25 سوره قصص1- مزد كارگر را سریع و بلافاصله بپردازیم. (فجاءته)
2- رفت وآمد زن در بیرون خانه باید براساس حیا و عفّت باشد. (تمشى على استحیاء) (حیا، از برجسته ترین كمالات زن در قرآن مى باشد.)
3- در دعوت، مرد از مرد و زن از زن دعوت كند. (أنّ أبى یَدعوک)
4- بدون دعوت، خود را میهمان نكنیم. (أنّ أبى یدعوک)
5- كسى كه از دامن طاغوت بگریزد، به خانه پیامبر خدا میهمان مى شود. (أنّ أبى یدعوک)
6- پدر، باید از رفتار فرزندان خود آگاه باشد و در مقابل حركات آنان عكس العمل مناسب نشان دهد. (أنّ أبى یدعوک) (شعیب كه دید دخترانش زودتراز روزهاى دیگر آمده اند، علّت را پرسید و تصمیم به تشكّر از موسى گرفت.)
7- غریب نوازی، از صفات بارز پیامبران الهى است. (یدعوک)8
- براى خدمات مردم، ارزش قائل شویم. (لیجزیک)
9- قصد قربت، با قدردانى دیگران منافاتى ندارد. (أجر ما سقیت) (حضرت موسى كار را براى رضاى خدا انجام داد، ولى حضرت شعیب با پرداخت مزداز زحمات او تقدیر كرد.)
10- حوادث را براى خبرگان و اهل تفسیر و تحلیل بازگو نماییم. (قصّ علیه القصص)
11- عاقبت اهل ایمان، نجات و رستگارى است. (نَجوتَ)
12- دعاى انبیا، مستجاب است. (نجوتَ) حضرت موسى دیروز دعا كرد: (ربّنجّنى من القوم الظالمین) <21> ، امروز مى شنود: (لاتخف نجوت من القوم الظالمین)
13- در كنار اولیاى خدا بودن، خود یك نوع ایمنى و احساس امنیّت است.(نَجَوتَ)
فَجَاءتْهُ إِحْدَاهُمَا تَمْشِی عَلَى اسْتِحْیَاء قَالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوكَ لِیَجْزِیَكَ أَجْرَ مَا سَقَیْتَ لَنَا فَلَمَّا جَاءهُ وَقَصَّ عَلَیْهِ الْقَصَصَ قَالَ لَا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ
پس یكى از آن دو در حالى كه از روى حیا گام برمى داشت نزد وى آمد و گفت: پدرم تو را مى طلبد تا پاداش آن كه براى ما آب دادى به تو بپردازد. و چون موسى نزد وى آمد و سرگذشت خود را بر او حكایت كرد، گفت: مترس كه از گروه ستمكاران نجات یافتى . ( ترجمه بهرام پور )
|
منابع مورد استفاده در این نوشتار1ـ غررالحکم، ج1، ص93. 2ـ احزاب، آیه 53.3- تفسیر نور استاد قرائتی .
4- پیام زن ، دی 1382، شماره 142، زهرا نساجی .