خرید بک لینک

درباره سایت

 بهنوش دانلود

بهنوش دانلود.درآمد.کسب درآمد.بزرگترین فروشگاه اینترنتی.بزرگترین فروشگاه اینترنتی ایران.بزرگترین فروشگاه اینترنتی:موبایل و هدایای دیگر هدیه بگیرید , 1 , 0 , d , فروشگاه آنلاین , cloob , فروشگاه , 3 , نانسی عجرم , همراه با جدیدترین آپدیت ها , اخبار بانوان , کتاب کسب و کار اینترنتی , آموزش برنامه تمرینی به مدت 4 هفته با وزنه و بدون و , خرید اینترنتی , شیلا دانلود , حل انتگرال بصورت آنلاین , لینک باکس افزایش بازدید سروجهان , سیستم تبلیغات کلیکی و کسب درآمد ادزسنتر24 , درآمد اینترنتی , کسب درآمد اینترنتی , ::جایزه بگیرید:::گوشی موبایل::لپ تاب:::

امکانات وب

اشتراک گذارÛx8c صÙx81Øxadات اÛx8cÙx86 ساÛx8cت -->-->--> -->-->--> -->-->--> اÛx8cÙx86 صÙx81ØxadÙx87 را بÙx87 اشتراک بگذارÛx8cد Ùx81رÙx88شگاÙx87 Ø´Ûx8cÙx84ا
-->-->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->-->

Ø¢Ùx85ار ساÛx8cت

-->-->-->
-->-->--> âx9d¤ OOO lll AAA lll AAA âx9d¤
Ùx87Ùx85Ùx87 Ø®Ùx88Ø´Ú©Ùx84ا جات خاÙx84Ûx8cÙx87 Ù¾Ûx8cØ´ Ùx85ا.بÛx8cا Ùx85Ùx86تظرتÙx85 - **ooolllaaalllaaa** بÙx87Ùx86Ùx88Ø´ داÙx86Ùx84Ùx88د
-->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->-->

کد Ùx85تØxadرک کردÙx86 عÙx86Ùx88اÙx86 Ùx88ب

-->-->--> Future Google PR for xpango.nilooblog.com - 5.13 Future Google PR for xpango.nilooblog.com - 5.13 Future Google PR for xpango.nilooblog.com - 5.13

"خدایا من در کلبه ی فقیرانه ی خود چیزی دارم که تو در عرش کبریای خود نداری ،من خدای همچون تو دارم و تو، خدای همچون خود نداری"

                                                                              

پسرک دائمنا این جمله ی مادرش رو به یاد میاره و هر وقت که به اون فکر میکنه به نظرش غیر ممکن میاد که این جمله ی مامانش درست باشه:"ببین پسر خوشکلم ،تو میتونی به راحتی ،هر چیزی رو که دوست داری  از خدا بخواهی و چون تو بچه ای و معصوم ،خدا هر چه زودتر دعای تو رو قبول میکنه".پسرک هر وقت که این جمله به ذهنش میرسه با خودش میگه: "آیا واقعا چنین چیزی امکان داره؟آیا واقعا خدا حرف ما بچه ها رو باور میکنه و زود زود اونا رو براورده میکنه؟"

تا اینکه سرانجام  پسرک تصمیم میگره که یه نامه ای برای خدا بنویسه، و اون چیزهایی که دوست داره رو از خدا بخواد و سرانجام یه روز نامه ی خودشو اینطوری شروع می کنه به نوشتن.

"سلام خدا ،اسم من علی است.کلاس اول دبستانم.مامانم منو علی جون صدا میکنه ،و بابام ،که خدا کنه مردم کمتر آشغال بیرون بریزن ،تا کار اون تو شهرداری آسونتر باشه و نخواد با کمری که درد میکنه آشغالو رو جمع کنه ،منو جیگر بابا صدا میزنه.مامانم همیشه به من میگه تو هرچی رو که از خدا بخواهی ،خدا چون تو بچه ای سریع اونو به تو میده.حالا من می خوام ببینم آیا مامان جونم راست می گه یا مثل بابام که دو ساله بهم قول داده که برام یه دوچرخه بخره ،دروغ میگه.

خوب خدای خوب و گلم ،اولین چیزی که من از تو می خوام اینه که هر چه زودتر منو بزرگ کنی تا من برم جای بابام کار کنم و بابام نخواد با کمری که درد می کنه و دکتر گفته که باید عمل بشه،واسه من و مامانم بیشتر از این زحمت بکشه و اذیت بشه.دومین چیزی که ازت می خوام اینه که به ماهم مثل خاله زهرام ،پول بدی تا مامانم مجبور نباشه لباس های کهنه ی اونو بپوشه و هر وقت که اونو میبینه به قول خودش از خجالت آب بشه.سومین چیز ،یه دوچرخه ی خوبه که من با اون جلوی بچه های محلمون بازی کنم و نخوام هر دفه از سعید بخوام که اون دوچرخشو به من بده، و اونم بگه که بابام گفته دوچرختو دست بچه فقیرها نده.چهارمین چیزی که ازت می خوام اینه که دعای مامانمو که سر نماز همش میگه "خدایا دیکس کمر مش غلام رو خوب کن"رو قبول کنی ،اگرچه نمی دونم این دیکسی که مامانم میگه چیه و کیه و از جون بابام چی می خواد،ولی اگه مثل مشت عباسه که به خاطر 100 هزار تومن پول که بابام برای دل درد مامانم از اون گرفته و حالا دست از سر کچلمون بر نمیداره ،ازت می خوام که ما رو از شر اون خلاص کنی.پنجمین چیزی که ازت می خوام اینه که به آقا جعفر ،بنای سر کوچمون بگی که بیاد و سقف خونمون که خراب شده رو درست کنه ،چونکه همین چند ماه قبل بود که سقف خونمون یه هو ریخت رو سر آبجی کوچکم که تازه داشت 10 ماهش میشد، و حالا هر وقت از مامانم سوال میکنم که آبجی لیلا کجاست گریه می کنه و می گه عزیزم اون رفته پیش خدا.ششمین چیزی که ازت می خوام اینه که ،بابا دست از سر خواهر ما برداری و بذاری اون بیاد پیش ما،تو با اون چیکار داری؟اون تازه داشت 10 ماهش میشد و اصلا هم نمی تونست راه بره ،حالا چه طوری اومده پیش تو نمیدونم!.خوب بگذریم چیز بعدی که ازت می خوام اینه که به من هم یه دونه موبایل بدی تا مامانم با اون زنگ بزنه و نخواد واسه زنگ زدن بره خونه ی اکرم خانومینا.در ضمن این موبایل های چینی هم باشه طوری نیست ،بهت قول می دم که زمینش نزنم.

پسرک لحظه ای با خودش فکر می کند که دیگه چی می خواست و نا خودآگاه فکر شو رو کاغذ می نویسه :

"دیگه چی می خواستم؟.....آها یادم اومد در ضمن یادت باشه که دیگه این خواهری که تو شکم مامانم است و پیش خودت نبری چون که اگه این کارو کردی من باهات قهر میکنم و دیگه هیچ وقت برات نامه نمی نویسم.راستی یادم رفت که بگم اگه به من دوچرخه بدی قول می دم که برم و واسه مامانم هر چی که می خواد بخرم و صبح ها هم زود به مدرسه برسم تا معلم منو به خاطر دیر رسیدن به کلاس، کتک نزنه.

خوب خدای خوب و خوشکلم ،این چیزهای که بهت گفتمو آماده کن که اگه تو به قولت وفا کنی من هم قول می دم شبهای که غذایی واسه خوردن نداریم بهونه نگیرم و مامانمو نزنم و گریه نکنم.خوب ،پس فعلا اینا رو برام بفرست تا بعدا چیزهای دیگه ای مثل اینکه ،"ای کاش مامان منو هم مثل زلیخا خوشکل می کردی"،و خیلی از چیز های دیگه ازت بخوام.پس فعلا خدا حافظ. 

برچسب: نویسنده: بهنوش دانلود تاريخ: چهارشنبه 6 ارديبهشت 1391 ساعت: 3:33

صفحه بندی