
امنیت؛ از گذشته تا امروز
حافظهتاریخی روسها تجربیات تلخی از تهاجمهای خارجی در خود اندوخته است. دفع تهاجممغولها در قرن 12 میلادی و تهاجم ناپلئون در قرن نوزدهم برای روسها گران تمام شد.اما تهاجم هیتلر در جنگ جهانی دوم از همه بدتر بود و از روسیه ویرانه ای برجایگذاشت. به همین دلیل امنیت همیشه در صدر اولویتهای زمامداران مسکو قرارداده است.
پس ازپایان یافتن جنگ جهانی دوم استالین تصمیم گرفت با اشغال و تسلط بر اروپای شرقیکاری کند که تهاجم خارجی دیگر هیچگاه برای روسیه اتفاق نیافتد. اگر قرار بودتهاجمی از غرب انجام شود کشورهای اروپای شرقی باید نقش سپر را بازی می کردند تاآسیبی به سرزمین اصلی روسیه وارد نشود. ارتش سرخ دیگر نباید در خاک خود می جنگید.
البتهامنیت خارجی تنها دغدغه فکری حاکمان کرملین نبوده است. از دوران تزارها تا حکومتکمونیستها، پلیس مخفی نقشی اساسی در سرکوب مخالفین دستگاه سیاسی داشته است. پلیسمخفی تزارها بیشتر به تبعید مخالفین به روسیه اکتفا می کرد اما کا.گ.ب ترجیح میداد تا با برگزاری دادگاه های فرمایشی و گرفتن اعتراف از مخالفین سرمشقی برایمخالفتهای بالقوه بعدی بوجود آورد.
در دورانبرژنف کا.گ.ب به یکی از بزرگترین سیاستگذاران مسکو تبدیل شد و بسیاری از برنامههای سیاسی ،در عرصه داخلی و خارجی، قبل از تصویب باید از فیلتر کا.گ.ب عبور می کرد.
پوتین کیست؟
با سقوطحکومت کمونیستی در سال 1991 موجی از آشفتگی های سیاسی و اقتصادی روسیه را در خودفروبرد. در سال 1999 بوریس یلتسین چهره ای نسبتا ناشناخته را به عنوان نخست وزیرروسیه انتخاب کرد. یکی از روسای سابق کا.گ.ب و ارشدترین افسران اطلاعاتی اینسازمان در راس دولت قرارگرفت و نگرانی های امنیتی این سازمان را نیز به همراه خودآورد.
ولادیمیرپوتین در سال ۱۹۵۲ میلادی، در شهر لنینگراد سنپترزبورگ متولد شد. او پس از فارغالتحصیلیدر رشته حقوق و اقتصاد به عنوان افسر اطلاعاتی در آلمان شرقی خدمت میکرد.

در اوایلدهه ۱۹۹۰ میلادی، پوتین برای مدتی مشاور شهردار سنپترزبورگ شد و پس از آن به مسکورفت تا وارد تشکیلات حکومتی بوریس یلتسین شود. یلتسین در سال ۱۹۹۹ میلادی او را به نخستوزیریمنصوب کرد. پوتین سال بعد از آن، برنده اتنخابات شد و اولیندور ریاستجمهوری خود را آغاز کرد. از آن زمان تا کنون پوتین همه کاره روسیه شده است وهنوز هم تماماهرم های قدرت را در دست دارد. او ابرقدرتی از هم پاشیده و آشفته را تحویل گرفت وسعی کرد تا روح قدرت را دوباره به درون آن بدمد.
دوران پوتین
از زمانروی کار آمدن ولادیمیر پوتین انسجام این کشور در سیاست هایش بیشتر شد و روسیه ازآن حالت وادادگی در دوره یلتسین درآمد و به یک غرور ملی و قدرت نمایی مجدد بازگشت.
در ایندوران شرایط اقتصادی روسیه بهتر شده و قابل قیاس با آنچه در دهه نود نیست. پوتیناجازه داد تا سرمایه های خارجی روانه کشور شود و سرمایه داران داخلی نیز به تولیدو انباشت ثروت بپردازند. افزایش قیمت گاز و نفت ،بزرگترین منابع ارزی روسیه، نیزبه کمک پوتین آمدند تا او بتواند زودتر اقتصاد خراب روسیه را سازمان دهد. امروزهبسیاری در روسیه او را به چشم یک ناجی ملی نگاه می کنند.اما نظام اقتصادی روسیهفسادآور نیز بوده است. دولتی بودن برنامه های توسعه ای و سرمایه گذاری موجب شدهاست تا نظام رانتی تقویت شود و فساد مالی نه تنها نسبت به گذشته کمتر نشود بلکه بیمهارتر از قبل به نظر برسد.
البتهزمامداری پوتین چندان هم بی دردسر نبوده است. درگیری های چچن، مقابله با نفوذ ناتوبه اروپای شرقی، برنامه های ضدموشکی ناتو و مخالفین داخلی برای او دردسر ساز بودهاند.
پوتین پساز دو دوره زمامداری ناچار بود که کاخ کرملین را ترک کند اما با تیزهوشی ذاتی خودتوانست یکی از دوستان نزدیک خود را به جای خود در کاخ کرملین بفرستد و خود دوبارهبه مقام نخست وزیری اکتفا کند. تقریبا تمام تحلیلگران سیاسی اعتقاد دارند که دورانریاست جمهوری در حقیقت ادامه دوران ریاست جمهوری پوتین بوده است و دمیتری مدودفتنها به عنوان ماشین امضای برنامه های پوتین در کاخ کرملین به سر می برده است.
برچسب:
نویسنده: بهنوش دانلود
تاريخ: چهارشنبه
6 ارديبهشت
1391 ساعت: 3:34