سلام دوستان همین طور که میدونید تو ۶ ماه آخر سال این
مدرسه ی "خراب شده" بوفه نداشت .
میگم دشمنان شما هم سلام اون بالا یادم رفت .
خوب من زنگ زدم به سرپرستی و گفتم : این چه وعضشه مدرسه بوفه نداره
از ساعت ۷ تا ۲ هم مدرسه ایم ما که بچه ابتدایی نیستیم که تغذیه بیاریم
معاون آقای آذری به من گفت : خوب به رئیس شورای دانش آموزی بگو که
با چندتا از بچه ها یه تعاونی تو مدرسه بر پا کنند .
منم گفتم : اقای محترم این رئیس شورای ما تو این ۴ ماه هیچ کار مثبتی
انجام نداده و یه کم از رئیس شورا بدگویی کردم .....
(البته باید بگم رئیس شورای دانش آموزی خودم هستم
)
تازه این که چیزی نیست یه لوح تقدیر از طرف سرپرستی به من دادن برای
قدردانی از زحمات مؤثر من در طول این ۸ ماه که میتونید لوح تقدیر من رو نگاه
کنید. : لوح تقدیر
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
من عنوان این پست رو "صبحانه" گذاشتم حالا اینا که گفتم چه ربطی به
صبحانه داشت »»»»»» ربطش اینجاست که بعد از اینکه خودمونو به هر دری
زدیم تا بوفه مدرسه دوباره باز بشه و وقتی که دیدیم تلاشهامون فایده نداره
به فکر این افتادیم که هر روز زنگ استراحت اول بساط صبحانه رو تو کلاس پهن
کنیم و خلاصه این که خودکفا بشیم . شب هر کدوم از بچه ها یه تکه از پازل
صبحانه رو بیاره تا زنگ استراحت اول یه صبحانه مشت بزنیم

خوب همین اینم عکس های صرف صبحانه :

الباقی >> ادامه مطلب
Yahoo Id : Mr.Bikhiyal
برچسب:
نویسنده: بهنوش دانلود
تاريخ: دوشنبه
4 ارديبهشت
1391 ساعت: 20:42